Wednesday, November 30, 2005

همجنسبازی من و ساناز

سلام
هم جنس بازی من وساناز
سلام اسم من موناست. داستانی که میخوام واستون تعریف کنم مربوط به دو سال پیشه که تازه با ساناز جونم آشنا شده بودم. اون سال من 28 سالم بود وتصمیم داشتم واسه تولدم یه سری از دوستامو با دوست دخترهاشون و دوست پسراشون شام دعوت کنم بیرون .شب تولدم که شد با بچه ها هممون رفتیم رستوران. جاتون خالی اون شب خیلی به من خوش گذشت. توی اکیپ بچه ها یه دوست دختر دوست پسر بودن به اسمه ساناز و علی. من خیلی اون دو تا رو خوب نمیشناختم ولی از بچه ها شنیده بودم مدت طولانیه که با هم هستن و حسابی هم همدیگرو دوست دارن. سر شام با بچه ها کلی گفتیم و خندیدیم ولی من متوجه شدم ساناز انگار زیاد تو جمع نیست و فکرش یه جای دیگست. خیلی کنجکاو شدم. بعد از اینکه شام تموم شد و کلی کادوی خوب گیرم اومد، بچه ها چند تا چند تا با هم مشغول صحبت شدن.منم دیدم بهترین فرصته واسه اینکه از حال و هوای ساناز سر دربیارم. صندلیمو آروم کشیدم به طرفه اون و باهاش مشغول صحبت شدم. همینطور که راجع به چیز های مختلف داشتیم حرف میزدیم، علی دوست پسرش اومد نشست کنار ما و دستشو گذاشت رو پای ساناز. احساس کردم ساناز یه خرده خودشو جمع کرد و علی هم با دیدن عکس العمل بد اون ، دستشو همینطور به وسط پاش نزدیکتر کرد. به طوریکه دستشو کاملا لای پای اون گذاشت و یه کمی هم بهش فشار آورد.یهویی ساناز با یه حالته عصبی از جاش بلند شدو با گفتن ببخشید از کنار ما رفت. خیلی تعجب کردم. باورم نمیشد. آخه بچه ها میگفتن این دو تا با هم خیلی خوبن . تصمیم گرفتم از سر کنجکاوی هم که شده سر از کارشون در بیارم. بهمین خاطر موقع خداحافظی بطرفه ساناز رفتم و بعد از روبوسی باهاش شماره خونمودادم بهش و ازش خواستم اگه دوست داره بهم زنگ بزنه.
اون روز گذشت و درست دو روز بعد طرفهای ظهر بود که تلفن خونه زنگ زد و من در نهایت خوشحالی صدای ساناز و شناختم.بعد از حال و احوال ازش دعوت کردم اون روز بعد از ظهر بیاد خونم. آخه من تنها زندگی میکردم و بدم نمیومد یه چند ساعتی وقتمو با اون بگذرونم. ساناز هم بلافاصله قبول کرد و حدود ساعت 6 اومد پیشم. تو که اومد بهش اتاقمو نشون دادم که اگه میخواد بره لباساشو در بیاره.رفت تو اتاق و بعد از 10 دقیقه اومد بیرون. یه لحظه نفسم بند اومد. عجب هیکلی داشت. یه تاپ صورتی روشن پوشیده بود که با کمال تعجب دیدم زیرش سوتین تنش نیست. ولی لامصب عجب سینه هایی داشت.بزرگ و سفت و سر بالا.نوک صورتی پر رنگ اونم از زیر تاپش حسابی منظره توپی به راه انداخته بود( چیزی که من ازش بی نصیبم) رونهای پر و خوش ترکیب با باسن گرد و یه کمی هم گوشتالو و بزرگ. موهاشم که حسابی بلوند کرده بود ریخته بود رو شونه هاش.اینقدر حواسم به اندامه نفسگیرش بود که یادم رفت بهش تعارف کنم بشینه و بیچاره خودش اجازه گرفت و نشست.با هزار زور و زحمت حواسمو جمع کردم و با هم مشغول صحبت شدیم. کلی با هم گپ زدیم.بحثو اونقدر پیچوندم تا صحبتو کشوندم به علی و رابطش با اون. اون که انگار منتظر سوالم بود شروع کرد به درد دل کردن. تازه فهمیدم بر خلاف اون چیزی که بقیه فکر میکنن اصلا رابطه خوبی با علی نداره چون حدود 1 سال پیش مچ علی رو با یه دختره گرفته بود و فهمیده بود که بله علی آقا کارشه و با وجود اینکه با اون سکس کامل داره ولی این واسش ارضا کننده نیست و باز هم میره سراغ دخترهای دیگه و با اونا سکس داره. همینطور که برام تعریف میکرد آروم آروم اشک میریخت. خیلی دلم واسش سوخت. پا شدم رفتم از کمد بطری ویسکی رو آوردم و دو تا لیوان آماده کردم و یکیشو دادم دستش. اونم در مقابله چشمایه وق زده من یه نفس رفت بالا. واسشیه لیوان دیگه ریختم و مشغول شدیم . یه کم که گذشت احساس کردم سرم حسابی گرم شده و دیگه حرفاشو نمیشنوم. ناخود آگاه محو لبهاش و مدل حرف زدنش شده بودم.از حق نگذریم خیلی سکسی و ناز بود.فکر کنم خیلی ضایع نگاش میکردم و ظاهرا اونم بدش نیومده بود. با یه حرکتی که منو یاد ناز کردنه یه گربه مینداخت به طرف میز دولا شد تا لیوان مشروبشو بر داره. احساس کردم عمدا طوری دولا شد که کونشو به طرف من داد عقب و من متوجه یه زیبایی دیگه تو اون شدم و اون چاک کون خوشگلش بود که حسابی بالا بود و از وسط اون کون خوشگل کس توپول و قلنبش معلوم شد. احساس کردم حالم داره خراب میشه. اونم ظاهرا قضیه رو فهمیده بود و باز شروع کرد موقع حرف زدن به تکون دادن سینه های بدون سوتینش و دستشو لای موهای بلوندش میکرد و اونا رو مدام تو صورتش پریشون میکرد. احساس کردم دلم میخواد دستمو از پشت بکشم رو چاک کونش و برسونم بهاون کس قلنبش. انگار فکرمو خوند. دوباره به بهانه برداشتن مشروب پشتشو کرد به من و تا میتونست کونشو دادعقب و عمدا هم بیشتر از دفعه پیش تو اون حالت موند و یه تکون خفیفی هم به کمر و باسنش داد. دیگه احساس کردم بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم.بلند شدم و خودمو از پشت چسبوندم بهش . اینقدر خوشو خوب داده بود عقب که داغیه کسشو روی رونم حس کردم.کمرشو گرفتم تو دستام و فشارش دادم به کسم که مثله یه پارجه آتیش شده بود. اونم شروع کرد به تکون دادن و مالوندن کس و کونش یه رون و کس من. دیگه حسابی حشری شده بودم. با همون حالت هلش دادم رو کاناپه و از پشت دولا شدم چنگ زدم تو موهاش و سرشو برگردوندم و یه لب حسابی ازش گرفتموهمونطور که گردن و گوششو لیس میزدم دستمو از پشت بردم لای پاش و کسشو چنگ زدم. یواش یواش صدای آه و اوهش بلند شده بود. با یه حرکت برش گردوندم تاپشو زدم بالا .سینه های برنزش که خط مایو روشون معلوم بود نفسمو برید. با یه حرکت تاپشو درآوردم و شلوارشم از پاش کشیدم بیرون. آآآآآآآآه. لا مصب شورت هم پاش نبود. اون چیزی که میدید باورم نمیشد. یه کس خوشگل و توپول لای رونهای پر برنزه. ازشکمش شروع کردم به لیسیدن تا رسیدم وسط پاهاش . با یه حرکت برش گردوندم و مجبورش کردم روی چهار دستو پاش وایسته. زبونمو آروم کشیدم رو چاک کونش و قبل از اینکه برم سراغ کسش، حسابی کونش و سوراخشو لیس زدم .تا اونجایی که میتونستم سینه وشکمشو دادم پایین تا کسش بیشتر و بیشتر بزنه بیرون. با دستم لای کونشو وا کردم و کس صورتی خوشگلشو بو کردم. زبونمو اول آروم از بالا به پایین چاک کسش کشیدم. چند بار این حرکتو تکرار کردم و هر دفعه هم اون با صدایی آه مانند که لذت لرزونش کرده بود حال کردنشواز این کار من بیشتر نشون میداد. با دستام لای کسشو حسابی باز کردم و تا ته زبونمو کردم تو سوراخش. وااااااای نمیدونین چه حالی میداد. آبششیرین و خوشمزه بود. دستامو بردم دو طرفه باسنش و با زبونم شروع کردم به کردنش . میدادمش جلو و وقتی میکشیدمش عقب زبونمو تا ته میکردم تو کسش. دیگه صدای ناله هاش تبدیل به جیغهای کوتاه ونا منظم شده بود. همینطور که با زبون باهاش حال میکردم، رفتم زیر پاشو با زبون شروع به لرزوندنه چوچولش کردم. دو تا از انگشتامم با آب کسش خیس کردم و محکم کردم تو کسش. با انگشتام میکردمشو با زبونم واسش محکم لیس میزدم. شروع کرد به جیغهای کوتاه کوتاه کشیدن و یهو با یه جیغ طولانی و بلندی که کشید و با تکونهای شدیدی که به خوذش داد فهمیدم ارضا شده. آروم رفتم بالا تر و زیرش قرار گرفتم. و با دهنی که هنوز آب کس اون توش بود ازش یه لب حسابی و طولانی گرفتم.یه کم که آروم شد،از رو خودم بلندش کردم و نشوندمش پایین مبل.بهش گفتم حالا دیگه نوبت توئه که منو ارضا کنی. اونم فورا لباسامو از تنم در آورد و نشست پایینپاهام و از هم بازشون کرد. سرشو برد لای کسمو و با لبای قرمزو قلوه ایش شروع کرد به ساک زدنه کس من. از اون جایی که من به این سادگیها ارضا نمیشدم،چنگ زدم تو موهاشو بعد از یه لب حسابی که ازش گرفتم بهش گفتم میخوام به سبکه خودم باهات حال کنم. اونم موافقت کرد. نشوندمش زمین و خودمم روبروش نشستم. محکم کشیدمش طرفه خودم و پای راستم انداختم روی یه پاش و پای چپمو گذاشتم زیر اون یکی پاش و لبه های خیس و باد کرده کسمو چسبوندم به کسه خیس و داغ اون. دسته راستمو انداختم دورش. محکم هم خودمو و هم کسمو فشار دادم بهش . دسته چپمم حایل کرده بودم رو زمین که بتونم خودمو هل بدم جلو.شروع کردم به تکونهای محکم به خودم دادن و چرخوندن و مالوندن کسم به کس اون. اونم به خودش تکون میداد و کسهامون بیشتر و محکمتر به هم مالیده میشد. صدای آه و اوه هر دو تامون با هم مخلوط شده بود و از دیدن صورتهامون از نزدیک که حسابی حشری و بهم ریخته شده بودبیشتر حال میکردیم. احساس کردم ساناز دوباره میخواد ارضا بشه بهمین خاطر تکونهای رو به جلومو بیشتر کردم و لبه های کسمو بیشتر به چوچولش مالیدم. با شنیدن صدای جیغ اون فهمیدم دوباره ارضا شده. منم با دیدن ارضا شدن اون و با دیدن بالا پایین پریدن سینه هاش ، اینقدر خودمو رو کسش چرخوندم تا با یه حالت دیوانه وار ارضا شدم . هر دو تامون تو صورت هم نگاه میکردیم و از سکس بینظیری که داشتیم لذت میبردیم.آروم دراز کشیدم و بعد از گرفتن یه لب آروم اونو تو بغلم گرفتم و با هم خوابیدیم و از اون به بعد باز هم همدیگرو میبینیم و به سبک های خاص من با هم حال میکنیم

9 Comments:

At 3:27 PM, Anonymous Anonymous said...

faday joftetoon
jish o abetono bekhoram.

 
At 4:46 PM, Anonymous Anonymous said...

joooooon che hali kardin shoma 2ta manam abam oomad nazi oon kose shirinetoono liiiiiiiiisss beanam ta abetoon byad to dahanam

 
At 12:25 AM, Anonymous sailor said...

اين وبلاگ تنها هشداري است براي آناني كه مي خواهند اشتباه قوم لوط را دوباره تكرار كنند.

 
At 1:18 PM, Anonymous Anonymous said...

داستانهای سکسی

 
At 1:18 PM, Anonymous Anonymous said...

داستانهای سکسی

 
At 2:17 PM, Anonymous Anonymous said...

one of the most popular characters with women in the United States [url=http://www.abacusnow.com/hollister.htm]hollister uk[/url] several denim shirts and t shirts available that can go along [url=http://www.abacusnow.com/michaelkors.html]http://www.abacusnow.com/michaelkors.html[/url] jack can be just as much fun at home as it is in a physical casino. [url=http://www.abacusnow.com/michaelkors.html]http://www.abacusnow.com/michaelkors.html[/url] end and he calls it squaring the curve. Hes referring to the
that money can purchase. One of the latest jeans by this brand [url=http://www.abacusnow.com/hollister.htm]hollister uk[/url] recognized throughout the world and rrndividuals are confident [url=http://www.abacusnow.com/nfl.html]Cheap nfl jerseys[/url] fruits and veggies as is possible. Your juicer having a greater [url=http://www.abacusnow.com/michaelkors.html]Michael Kors outlet[/url] light in it, and used it to search for a sleeping place. Jack
more crowded and those that are empty, remain so. While you might [url=http://www.abacusnow.com/jpchanel.htm]chanel財布[/url] occasional round of beer and card game at your friends home. But [url=http://www.abacusnow.com/hollister.htm]hollister uk[/url] are the most popular for jack-o-lanterns. It may be short and [url=http://www.abacusnow.com/nfl.html]NFL jerseys outlet[/url] (HLA) get started? David: The Christian Law Association had

 
At 2:17 PM, Anonymous Anonymous said...

as the particular smallest specifics of the need for stitches. [url=http://www.theaudiopeople.net/nfl.html]NFL jerseys outlet[/url] style and the fit, and can also choose the way the shirt would [url=http://www.theaudiopeople.net/michaelkors.html]michael kors sale[/url] be stylish. It meant to show off his exotic travels, with beads [url=http://www.theaudiopeople.net/michaelkors.html]michael kors bags[/url] and truly successful individual, you are going to want to give
Ambulance Perspectives, we feature David Manzer. David is the [url=http://www.theaudiopeople.net/michaelkors.html]Michael Kors outlet[/url] Some of us who are old enough remember his TV show that began [url=http://www.theaudiopeople.net/nfl.html]Cheap nfl jerseys[/url] with these families. Tony: What is your most important legal [url=http://www.theaudiopeople.net/nfl.html]Cheap nfl jerseys[/url] This way, you will have plenty of chances to make sure that you
products will come across the actual rigid quality handle [url=http://www.theaudiopeople.net/beatsbydre.html]Beats By Dre Cheap[/url] be able to afford to go to that concert or to enjoy that steak. [url=http://www.theaudiopeople.net/beatsbydre.html]http://www.theaudiopeople.net/beatsbydre.html[/url] This company provides various shades of a single colour and each [url=http://www.theaudiopeople.net/nfl.html]NFL jerseys outlet[/url] up to me one day and tell me how his dad faced going to jail over

 
At 4:29 PM, Anonymous Anonymous said...

upper part of the pumpkin, using the available stem as a grip [url=http://www.thehorizons.com/isabelmarant.htm]Isabel Marant Sneakers[/url] Royal, The Wickedest City on Earth or otherwise called The Sodom [url=http://www.thehorizons.com/louisvuitton.htm]ヴィトン 財布[/url] ministry, which means we do not charge for our services. Any [url=http://www.thehorizons.com/isabelmarant.htm]http://www.thehorizons.com/isabelmarant.htm[/url] A jack o lantern is a dig out pumpkin with a glow inside, related
in United States of America and were mostly used by the coal [url=http://www.thehorizons.com/nike.htm]nike スニーカー[/url] repairman to come and do the work for you. So, in reality, buying [url=http://www.thehorizons.com/louisvuitton.htm]http://www.thehorizons.com/louisvuitton.htm[/url] way down the hardier vegetables and fruits. Furthermore the [url=http://www.thehorizons.com/nike.htm]シューズ nike[/url] purchase a riding lawn mower without also getting a mower jack,
roles in the films makes Jack Sparrow a favorite amongst pirate [url=http://www.thehorizons.com/louisvuitton.htm]ヴィトン 財布[/url] jack-o-lantern is to do it freehand. There isnt a stencil in sight. [url=http://www.thehorizons.com/nike.htm]nike シューズ[/url] No "Black Jack for Dummies" reading is necessary. Everything is [url=http://www.thehorizons.com/isabelmarant.htm]http://www.thehorizons.com/isabelmarant.htm[/url] jack-o-lantern you make, so try not to carve your jack-o-lanterns

 
At 6:46 AM, Anonymous Anonymous said...

online stores with great ease. Most online stores offer amazing [url=http://www.aravind.org/celine.htm]セリーヌ[/url] about HLA at our website, homeschoollegaladvantage.com. In fact, [url=http://www.aravind.org/celine.htm]http://www.aravind.org/celine.htm[/url] (CLA) and Homeschool Legal Advantage (HLA). Tony: Thank you for [url=http://www.aravind.org/toryburch.htm]Tory Burch 店舗[/url] You will also be able to find out more regarding our other high
lets make a jack-o-lantern from the twenty-first century. Not [url=http://www.aravind.org/celine.htm]セリーヌ 店舗[/url] of the Stewart Technology Associates website. The main object [url=http://www.aravind.org/celine.htm]http://www.aravind.org/celine.htm[/url] Would you believe that Halloween has been celebrated for over [url=http://www.aravind.org/celine.htm]セリーヌ 通販[/url] and training. Begin potty training the dog immediately upon its
people all over the world travel on foot or on a horse. Although [url=http://www.aravind.org/celine.htm]セリーヌ 店舗[/url] who shows up on your doorstep or who is assigned to your case. [url=http://www.aravind.org/celine.htm]セリーヌ[/url] distributes two cards for each player including himself. Each [url=http://www.aravind.org/celine.htm]セリーヌ ラゲージ[/url] the suffering from terrible headaches, mood swings and

 

Post a Comment

<< Home